پس از پذیرش محدودیت برنامه هسته ای در سال ۲۰۱۵م، تحریم ها علیه ایران لغو نشد و با این وجود، این کشور به حضور در توافق ادامه داد و در سال ۲۰۱۸، تحت شدیدترین مجازات های تحریمی ایالات متحده قرار گرفت و تنها یک سال بعد بود که برخی از تعهدات برجامی خود را کاهش داد اما بلافاصله متهم به نقض توافق هسته ای شد در حالی که اتهام مشابهی علیه ایالات متحده مطرح نشده بود.

  مثلث آنلاین:

عدم تکثیر سلاح های کشتارجمعی همواره یکی از معیارهای ثبات منطقه ای در منطقه آشوب زا خاورمیانه بوده است. جنگ ایران و عراق ( ۱۹۸۰-۱۹۸۸) و جنگ سوریه یادآوری های ناخوشایند در مورد پیامدهای استفاده از این سلاح ها بوده است. اما به طور قابل توجهی، سلاح های هسته ای بیشترین توجه را به خود جلب می کنند. در چنین چارچوبی، تلاش ها برای منع تکثیر سلاح های هسته ای جامعه بین المللی باید اولویت آن دسته از کشورهای منطقه باشد که معاهده مهم منع تکثیر سلاح های هسته ای ۱۹۶۸ (NPT) را امضا نکرده اند و از طرف آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) تحت نظارت و بازرسی نمی باشند. اسرائیل هرگز ان.پی.تی را امضا نکرده و تنها بازیگر خاورمیانه است که به صورت غیررسمی یک برنامه هسته ای نظامی را توسعه داده و اکنون باید مورد نظارت قرار بگیرد. اما هیچ شانسی در این مورد وجود ندارد و به دلیل منافع آمریکا، برنامه اتمی اسرائیل همیشه برای جامعه جهانی یک تابو بوده و تا به امروز همچنان ادامه دارد.

اما در نقطه مقابل، در حالی که ایران با اجرای پروتکل الحاقی و بازرسی های سرزده موافقت کرد؛ بسیج بین المللی علیه برنامه هسته ای ایران شکل گرفته بود. اگرچه وضعیت برنامه هسته ای ایران همیشه کاملا واضح و شفاف نبوده؛ اما این کشور با امضای توافق هسته ای با قدرت های جهانی(۲۰۱۵)؛ در ازای پایان دادن به تحریم های بین الملی، محدودیت هایی را در زمینه برنامه هسته ای پذیرفت. در حالی که ایران از این توافق نامه پیروی می کرد و پای بندی آن توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی تایید شده بود، لغو تحریم ها هرگز به طور کامل تحقق نیافت و در مه ۲۰۱۸م. ایالات متحده از این توافق خارج و تحریم های جدید و بی سابقه ای علیه ایران اعمال نمود. انگلیس، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا سعی کردند تا این توافق را در مسیر خود حفظ کنند اما در نهایت برای ممانعت از خشم آمریکا و آسیب رساندن به تحریم های ثانویه، آنها از فعالیت اقتصادی با ایران خودداری ، تحریم ها را به صورت واقعی حفظ و بیشتر به اقتصاد و اعتماد ایران آسیب رساندند.

کمتر از سه سال بعد و در حالی که جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا قصد خود را برای ورود مجدد به توافق هسته ای اعلام کرد روایت جدیدی درباره ماهیت تهدید ایران توسط آمریکا و اسرائیل در حال اجرا است که از سوی برخی از کانال های اروپایی طنین انداز می شود: «توافق هسته ای منسوخ شده و عمدتا به دلیل دو مسئله مهم عدم توجه به برنامه موشک بالستیک و فعالیت بی ثبات کننده این کشور در منطقه نیاز به مذاکره مجدد دارد»

فشار حداکثری

جالب است بدانید کسانی که تهدید موشک های بالستیک ایران را برجسته می کنند نیز از حامیان سرسخت تحریم های به اصطلاح سیاست فشار حداکثری هستند. با حمایت و پشتیبانی از گنجاندن موشک های بالستیک ایران در یک توافق نامه جدید؛ آن ها نمی توانند توضیح دهند که چگونه ممکن است ایران در طی چند سال گذشته موشک های خود را به میزان قابل ملاحظه ای بهبود بخشد و آن را تهدید آمیز تر کند در حالی تحت رژیم تحریمی شدید قرار داشته است. ایران پس از پذیرش محدودیت برنامه هسته ای در سال ۲۰۱۵م، تحریم ها علیه این کشور لغو نشد و با این وجود به توافق ادامه داد و در سال ۲۰۱۸، تحت شدیدترین مجازات های تحریمی ایالات متحده قرار گرفت و تنها یک سال بعد بود که برخی از تعهدات برجامی خود را کاهش داد اما بلافاصله متهم به نقض توافق هسته ای شد در حالی که اتهام مشابهی علیه ایالات متحده مطرح نشده بود. اکنون ایران به دلیل فعالیت هایی که هرگز در توافق هسته ای نبوده، مورد سرزنش قرار گرفته است. به تعبیر دیگر، تهران علاوه بر خساراتی که متحمل شده، اکنون احساس این را دارد که به سخره گرفته شده است.

تعجب آور نیست که اعتماد ایران به شرکای غربی خود در توافق هسته ای به پایین ترین سطح تاریخی خود رسیده است و همچنین تعجب آور نیست که تهران قبل از عضویت در هر گونه مذاکره جدید برای کاهش تحریم ها شرایط و چارچوب خاصی را تعیین کند.« یک بار حماقت، شرم بر تو، دوبار حماقت شرم برمن». زمان عضویت مجدد ایالات متحده به برجام در حال پایان یافتن است و اکنون با شرایط خاصی روبرو هستیم: ایران متهم به تقلب شده در حالی که رهبران این کشور احساس می کنند که آن ها فریب خورده اند. اگرچه دولت بایدن تعهد خود را برای ورود مجدد به توافق هسته ای اعلام کرده، اما ممکن است به درستی ارزیابی نکرده باشد که این امر خصوصا با یک کنگره بسیار قطبی و متحدین منطقه ناراضی چقدر پیچیده و پر هزینه می تواند باشد. اکنون فرصت برای دستیابی به موفقیت ضعیف است.

ارزیابی منصفانه از چهار دهه گذشته نشانگر این است که تفکیک ایران به عنوان تنها منبع بی ثباتی منطقه ای نادرست یا اغراق آمیز است. سایر بازیگران جهانی و منطقه ای مسئولیت های مشابهی دارند اما تاکنون هیچ گونه مسئولیتی برعهده نگرفته اند. این یک اعتراف ساده است که هرگونه تلاش جدی برای تنش زدایی در منطقه باید احتمالا با درنظر گرفتن چشم اندازه های جدید برای آینده آغاز شود.